پایگاه مقاومت بسیج شهید باقری
 
سه شنبه 29 خرداد 1397 -

رای به سایت :
326
محبوب

شهید شهرام زلفی

تاریخ شهادت:  1388-07-26
محل شهادت:  سیستان

مقدمه :

یکی مباحث بسیار جذاب دین اسلام بحث توبه و برگشت انسانها از مسیر غیر خدا به مسیر الهی است.
این جریان دارای دو قسم است :
یک : انسانی که دارای فطرت خوب بوده و همیشه به دنبال خوبتر شدن هست و از تنبلی در این راه گریزان می باشد ، و درصورت  تنبلی توبه میکند.
دو  : انسانی که  خوب بودن را دوست دارد اما غفلت و گناه همواره او را از مسیر اصلی جدا میکند ولی بعد مدتی اشتباهش را میفهمد و توبه میکند.
خوب بودن انسان نیاز به الگو دارد و حضرت آیت الله العظمی بهجت (رحمه الله علیه ) که خداوند درجاتشان را در بهشت افزون سازد ، یکی از بهترین الگوها برای پیدانمودن راه خدا می باشد.
در همین مورد حضرت آیت الله بهجت می فرمودند : اگر گناه بنده ای از آسمان تا به زمین باشد و ضمن پشیمانی استغفار کند ، همه گناهانش بخاطر یک استغفار بر زمین میریزد و از بین میرود .

همه جریان یک لحظه هست ، جریان توبه و پشیمانی از گناه یا گناهان به یک لحظه فکر و پشیمانی نیاز دارد .


 

باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی         گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی

این درگه ما درگه نومیدی نیست           صد بار (هزار بار ، میلیونها بار ) اگر توبه شکستی باز آی


شهید شهرام زلفی جزو دسته اول این جریان بودند که در ادامه به عمق روحیه حق طلبی ایشان خواهیم پرداخت .

شهید شهرام زلفی لیسانس خودشون رو از دانشگاه تهران گرفته بودند البته ایشون جزو نفرات اول رشته خودشون در کنکور بودند .
آشنایی ایشان با یگان صابرین مربوط می شود به دوران سربازیشون در سال 82 تا 84 و عشق به خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایشان را از دانشگاه تهران به یگان صابرین کشید و ایشان بعد از استخدام در سپاه با درجه سروانی مشغول به خدمت شدند .



گاهی به سوی مسجد و گاهی به میکده       ای عشق ، در به در به کجا میکشانیَم


شهید شهرام زلفی و شهید شفیع پور
 

و پس از رفتن شهید شفیع پور از یگان صابرین ، به عنوان سرپرست معاونت اطلاعات صابرین فعالیت نمودند.

در این مدت فعالیتهای بسیاری رو در این مجموعه انجام دادند و یکی از بهترین هنرهای ایشان در طرح ریزی عملیاتها بود بطوری که به سختی میشد از طرح های ایشون ایراد گرفت ...




رازداری و حفاظت از اطلاعات یکی دیگر از خصوصیات این شهید بود
مطلبی رو بطور خلاصه عرض میکنم در سال 88 ایشون در یک عملیاتی علیرغم فشارهای مختلف و ضرب و شتم توسط غیر خودی و خودی کلامی رو بیان نکردند این درحالی بود که میتوانستند با یک کلمه یا حکم ماموریت ،موضوع رو فیصله بدن ...



شهید زلفی درحال شرح نقشه برای شهید شفیع پور
 

دقیق بودن در فعالیتها یکی دیگر از خصوصیات این شهید بود در این رابطه دوست دیگری می گفتند : یک روز شهید شفیع پور که در آن زمان مسئولیت اطلاعات یگان رو داشتند برای شناسایی توان و هوش اطلاعاتی ، سرزمینی نیروهای خودشون، همه رو یکجا جمع کردند و از همه خواستند که درمورد یک منطقه مشخص ،گزارش بررسی منطقه بنویسند از این مطلب ده دقیقه نگذشته بود که شهید زلفی 10 صفحه درمورد آن منطقه گزارش سرزمینی دادند !
رشته تحصیلی شهید زلفی در دانشگاه تهران، جغرافیا بود و یکی از دلایل جلو بودن ایشون از دیگر همکارانشون این موضوع این بود که بسرعت نقاط مهم نقشه را شناسایی و بخاطر می سپرد.



نقشه خوانی یکی از مهمترین اموری هست که یک نظامی باید به آن مسلط باشد و در عملیات سرزمینی حرف اول را میزند



بیشترین مسئله ای که بشود درمورد شهید زلفی بشه بیان کرد حجب و حیا ، توسل و اعتقادات قوی ایشون هست .
خاطرای رو در این رابطه نقل میکنیم از یکی از همکاران شهید زلفی :

مدتی بعد ازشهادت شهید زلفی پیرمردی برای پیگیری اموری
به یگان صابرین اومد و به محض دیدن عکس شهید زلفی سر در مجموعه اطلاعات یگان ، شروع به گریه کردن کرد.
بچه ها رسیدند و ازشون علت رو جویا شدند.
بعد از کمی آرام شدن بیان کرد که : من مدیر یک چاپخانه هستم و شهرام زلفی کارگر صحافیشون بود .

توی اون چاپخونه خانوم ها و آقایون زیادی کار میکردند و البته رفتارهای خلاف ادب و اخلاق بین اونا زیاد بود ولی آقا شهرام فقط سرش بکار خودش بود و بکار خودش می پرداخت و حتی بعضی وقتها ایشون رو دست می انداختند و مورد تمسخر قرار میدادند ولی این موجب نمیشد که ایشون بقول ضرب المثل قدیمی (خواهی نشوی رسوا ...... هم رنگ جماعت شو) مثل دیگر آقایون با خانوم های اونجا رفتار و عمل خلاف شرعی انجام بده.
حتی یکبار هم ندیدیم که به یکی از دخترای بد پوشش اون مجموعه چه با هوس چه معمولی نگاه کنه ... !




همیشه به محض شنیدن صدای اذان توی کارگاه جلوی چشم همه موکتی پهن میکرد و نمازش رو بدون توجه به اطراف میخوند...


یکی از مهمترین مطالبی که بشه درمورد این شهید بزرگوار بیان کرد حساسیت فوق العاده این شهید پیرامون موضوع بیت المال است.
یکی از همکاران این شهید بیان میکنند برای جلسه ای تا حدود اوایل شب در یگان مشغول بودیم ، بعد از جلسه هنگام خروج به شهید زلفی گفتم : صبر کن تا برات آژانس بگیرم شهید گفتن: نه خودم میرم
گفت: خوب با ماشین محل کار برو. گفت: اصلا به هیچ وجه، گفتم: خوب با موتور برو پولشم بده. گفت: نه .در آخر هم با اونهمه خستگی، خودشون رو به مترو رسوندند و با مترو رفتند ...




یکی دیگر از خصوصیات این شهید عزیز اخلاق خوب ایشون بود .
بطوری که اکثر دوستان ایشون خاطره ای رو که از لحظه دیدار اولشون با آقا شهرام بیان می کنند مربوط میشود به خوش اخلاقی و رفتارمثبت ایشون با دیگران .
شما خوانندگان محترم میتوانید عمق این موضوع را بدین شکل دریابید که یکی از علاقمندان ایشون سردار شوشتری بودند
بطوری که بارها از این شهید درخواست همکاری کردند و یکبار به ایشون پیشنهاد مسئول دفتری خودشون رو دادند ولی شهید زلفی از ترس اینکه مقام و مسئولیت وی رو مغرور بکنه و از راه آمده منحرف بشوند از این موضوع بشدت برحذر بودند.





چند روز قبل بمب گذاری یکی از نیروهای اطلاعات یگان به شهید شوشتری گفتند : سردار ظاهرا نیروهای ضد اطلاعات و سرویس های جاسوسی منطقه قصد حرکت خاصی را در منطقه دارند و ...
سردار شوشتری با آرامش کامل گفتند : ... فلانی از شهادت میترسی ؟ ... !



-----------------------------------

شهید زلفی در روزهای آخر عمر شریفشون کمتر فرصت حضور در یگان رو داشتند و مدام در ماموریتهای مختلف شرکت میکردند.
یک روز مانده به شهادت ایشون یک اتفاق عجیبی افتاد!

انگاری که برای شهادت انتخاب شده بودند و ایشون نمیخواستند این فرصت رو به هیچ وجهی از دست بدهند ...!
ماجرا این گونه بود که : یکی از همکارانشون به ایشون تماس گرفتند و گفتند بلیط هواپیما میگیرم خودتون رو برسونید سیستان. شهید هم قرار شد با اولین پرواز ممکن بیان زاهدان اما ایشون سه بار از پرواز جا ماندند ولی به هر قیمتی بود با پرواز سوم یا چهارم خودشون رو به زاهدان رسوندند.
در نهایت در آن روز موعود صبحگاه علیرغم اینکه همه نیروها میدانستند منطقه پیشین مورد توجه عوامل سرویس های اطلاعاتی دشمنان و یکی از همسایگان قرار گرفته همه به سمت این مکان برای برقراری جلسه وحدت میان اقوام و طایفه های منطقه حرکت کردند حدودا ساعت 8 بین راه در منطقه ای توقف کردند و شهید زلفی از اتومبیل خودشون خارج شدند و رفتند وضو گرفتند و باز توی ماشین نشستند انگار که میدونن چه اتفاقی قراره بیفته
شهید شفیع پور مدام میگفتند اگر میخواهید عاقبت بخیر بشید باید هجرت کنید و مدام به دیگران توصیه میکردند : صلوات بفرستید و ذکر بگید و ...
تا اینکه حدود ساعت 8:15 دقیقه به منطقه پیشین که 6400 متر با مرز فاصله دارد رسیدند .

دقایقی پس از استقرار و نشستن همه در ساعت 8:20 دقیقه بمب منفجر شد .... ! حدود 50 نفر در این جریان شهید شدند .

چند روز بعد قرار شد تیمی متشکل از شهید جعفر خانی ، شهید صمد امیدپور و چند نفر دیگر از بچه ها برای انتقال شهدا به تهران اقدام کنند
عکس زیر گویای حال مامورین انتقال در هواپیما هست و نیازی به توضیح ما نیست




شهید صمد امیدپور درحال نجوا با هم رزمشان شهید زلفی
تابوت شهید زلفی کنار پای شهید امید پور


در تهران هم بعد از مراسم های لازم و تشییع شهدا در محل یگان و محل سکونت شهید و بهشت زهرای تهران شهید زلفی در قطعه 50 بخاک سپرده شدند.
در ادامه چند عکس درمورد مراسم تشیع و محل تدفین خدمتتان ارائه میدهیم .



مراسم تشییع شهید در محل سکونتشان (شهید سید محمود موسوی در پائین عکس)

شهید محمد غفاری درحال انتقال تاج گل در مراسم تشییع شهید زلفی


پیکر پاک شهید زلفی در بهشت زهرای تهران
 

وداع حزن انگیز برادر عزیز شهید زلفی


نماز بر روی پیکر شهید (شهید جعفرخانی صف اول)




قبر مطهر شهید زلفی


مزار شهید زلفی


عکس دو نفری شهید زلفی و شهید حسین پور


نشانی مزار شهید زلفی در بهشت زهرای تهران


مزار شهید زلفی و دوست عزیز (شهید محمد مولایی شهید عملیات چتربازی سپاه محمد رسول الله)



روحشان شاید راهشان پر ره رو باد

شادی روح شهدای وحدت صلوات